با دعوت سالی گرامی ( وبلاگ بابا لنگ دراز ) ما هم به یک بازی دعوت شدیم . بازی از این قراره که هر کس تعداد هفت تا از ترانه یا تصنیف های مورد علاقه اش رو توی وبلاگش بنویسه . بازی زیاد سختی نبود ، مخصوصا" برای ما که همیشه یه چیزی زیر لب زمزمه می کنیم . خوب زیاد حاشیه نمیرویم و صاف میرویم سر اصل مطلب : ترانه یا تصنیف های مورد علاقه من بیشتر ترانه هایی هستند که در شعر و آهنگ چیزی برای گفتن داشته باشند و فقط سرگرمی و وقت گذرانی نباشه یا خواننده آنها شاهکاری به خرج داده باشه . پس لطفا" انتظار نداشته باشین که از خواننده های امروزی که بیشترشون از خانواده قهر کرده اند و جز اهانت به ساحت هنر کاری دیگری نکرده اند ، چیزی بنویسم یا یاد کنم .
1)اولین تصنیف مورد علاقه ام که اغلب زمزمه میکنم " مرغ سحر " است که شعرش از ملک الشعرای بهاراست و تصنیف را تاج اصفهانی ، نادر گلچین ، هنگامه اخوان و استاد شجریان خوانده اند .
2)تصنیف بعدی " تا به تو افتدم نظر یا چهره به چهره " با اجرای استاد شجریان است که شعرش رو طاهره قره العین قزوینی گفته و بخشی از تصنیف اینه :
تا به توافتدم نظر چهره به چهره رو به رو
شرح دهم غم تو را نکته به نکته مو به مو
از پی دیدن رخت همچو صبا فتاده ام
خانه به خانه در به در کوچه به کوچه کو به کو
3) " باز آمدم باز آمدم " با صدای پریسا و با شعری از مولانا جلال الدین محمد بلخی ( البته قبلا" قمرالملوک وزیری و هنگامه اخوان نیز آنرا خوانده اند .) :
باز آمدم باز آمدم از پیش آن یار آمدم
در من نگر در من نگر بهر تو غمخوار آمدم
شاد آمدم شاد آمدم از جمله آزاد آمدم
چندین هزاران سال شد تا من به گفتار آمدم
......... و تصنیف هایی دیگر از همین خواننده همچون " همچو فرهاد بود کوه کنی پیشه ما " - " چشم بی سرمه سیاهش نگرید " - " الا ای پیر فرزانه " - " ای یوسف خوش نام ما " – " ای تیر غمت را دل عشاق نشانه "
4) " از کفم رها " که شعر از عارف قزوینی و توسط افراد زیر در سالهای مختلف اجرا شده : استاد شجریان ، سیما مافیها ، مرضیه .
از کفم رها شد قرار دل
نیست دست من اختیار دل
5)" غوغای ستارگان " با صدای پروین :
امشب در سر شوری دارم
امشب در دل نوری دارم
باز امشب در اوج آسمانم
رازی باشد با ستارگانم
۶) " الهه ناز " با صدای مخملی استاد بنان و شعر کریم فکور :
باز ای الهه ناز با دل من بساز
کاین غم جان گداز برود ز برم
گردل من نیاسود از گناه تو بود
بیا تا از سر گنهت گذرم
خوب مثل اینکه 7 تا تصنیف را نام بردم و ترانه های مورد علاقه بسیاری مانده اند، پس من ادامه میدم و با یه معذرت خواهی از طراحان بازی موضوع رو ماست مالی میکنم .
۷)" به رهی دیدم برگ خزان " با صدای بانوی آواز ایران مرضیه و شعر بیژن ترقی :
به رهی دیدم برگ خزان پژمرده زبیداد زمان از شاخه جدا بود
چو زگلشن رو کرده نهان در رهگذرش باد خزان چون پیک بلا بود
۸) " طاووس زیبا " با صدای مرضیه ، شعر رحیم معینی کرمانشاهی و آهنگ پرویز یاحقی :
( باراخلاقی ترانه را دفت بفرمایید ـ در مذمت غرور بی جا )
در کنار گلبنی خوشرنگ وبو طاووس زیبا
با پر صد رنگ خود مستانه زد چتری فریبا
از غرورش هرچه من گویم یک از صدها نگفتم
نکته ای در وصف آن افسونگر رعنا نگفتم
تاج رنگینی به سر داشت
خرمنی گل جای پر داشت
در میان سبزه هر سو
بی خبر از خود گذر داشت
هر زمان برخود نظر بودش سراپا
نخوتش افزون شد از آن چتر زیبا
بی خبر از کار دنیا
من که خود مفتون هر نقش و جمالم
هر زمان پابند یک خواب و خیالم
خوش بدم گرم تماشا
چوشد ز شور او
فزون غرور او
پای زشتش شد هویدا
هرکسی در این جهان باشد اسیر زشت و زیبا
چو غنچه بسته شد
پرش شکسته شد
تا بدید این زشتی پا
هر کسی در این جهان باشد اسیر زشت و زیبا
من همان طاووس مستم
چتر خود نگشاده بستم
یک جهان ذوق وهنر
هستم ولی با صد دریغا
سینه ای بی کینه دارم
روح چون آیینه دارم
گنج شعر و شور و حالم
این همه نقدینه دارم
جلوه آن مرغ شیدا
گفته جان پرور من
پای آن طاووس زیبا
هستی رنج آور من
۹) " سروی و بیدی " با صدای مرضیه ، شعر رحیم معینی کرمانشاهی و آهنگ پرویز یاحقی : ( در مذمت خودپسندی )
سروی و بیدی بر لب جویی گرم سخن بودند
بی خبر از خود هر چه تو گویی چون دل من بودند
سرو دل آرا مست و طرب زا بر سر ناز آمد
بید کهن را دید و بگفتا کز تو چه باز آمد
من که تو بینی سر کش و سبزم شاهد گلشن ایجادم
مست غرورم و آزادم من
کرده به قامت شور قیامت پیکر خرم و آزادم
غرق سرورم و دلشادم من
آسیب خزان هرگز کی برگ و برم ریزد
گر برف زمستانها یکجا به سرم ریزد
چون پیری که دهد پندی به سخن بید آمد
من آشفته سر ای جوان جهان دیده ام
ز من بشنو که دلسردی خزان دیده ام
ز گشت زمان چه دانی ؟
تو را هرگز کسی سایه ای نبیند به بر
که بگذارد خسی یا گلی در آن سایه سر
چه حاصل ز سر گرانی ؟
اگر افتاده حالم وگر بشکسته بالم
همین بس مرا که هر کس مرا بخواند به سایبانی
۱۰) " جمعه " با صدای فرهاد سوادکوهی ( مهراد ) و شعر شهیار قنبری و آهنگ اسفندیار منفرد زاده ( اولین بار اجرا در فیلم خداحافظ رفیق - سال 1350 ) :
توی قاب خیس این پنجره ها عکسی از جمعه خونین میبینم
چه سیاهه به تنش رخت عزا تو چشاش ابرای سنگین میبینم
داره از ابر سیاه خون میچکه جمعه ها خون جای بارون میچکه
..........