غزلی دل انگیز از سعدی علیه الرحمه ، استاد عشق و دوستی ، پیوند دهنده عشقهای زمینی به عشقهای آسمانی . به مناسبت روز دوستی و عشق و مهرورزی .
سلسله موی دوست ، حلقه دام بلاست
هر که در این حلقه نیست ، فارغ از این ماجراست
گر بزنندم به تیغ ، در نظرش بی دریغ
دیدن او یک نظر ،صد چو منش خون بهاست
گر برود جان ما ، در طلب وصل دوست
حیف نباشد ،که دوست ، دوست تر از جان ماست
دعوی عشاق را شرع نخواهد بیان
گونه زردش دلیل ، ناله زارش گواست
مایه پرهیزگار ، قوت صبر است و عقل
عقل گرفتار عشق ، صبر زبون هواست
دلشده پایبند ، گردن جان در کمند
زهره گفتار نه ، " کین چه سبب ، وان چراست "
مالک ملک وجود ، حاکم رد و قبول
هر چه کند جور نیست ، ور تو بنالی ، جفاست
تیغ برآر از نیام ، زهر برافکن به جام
کز قبل ما قبول وز طرف ما رضاست
گر بنوازی به لطف ، ور بگدازی به قهر
حکم تو بر من روان ، زجر تو بر من رواست
سعدی ! از اخلاق دوست هر چه برآید نکوست
گو همه دشنام گو ، کز لب شیرین دعاست
نگذرد بر من شبی ، کز داغ روزافزون ننالم
همچو "نی " لبریز دردم چون نسوزم ، چون ننالم ؟
بر من از بیداد گردون صبح شادی ، شام غم شد
چون کنم ؟ گر صبح و شام از گردش گردون ننالم
ستاره درخشان شیمی کشور پروفسور " محمد خشنودی غروب نمود .
پروفسور محمد خشنودی ، استاد متقی و فرزانه "مهندسی شیمی " جامعه علمی کشور روز سه شنبه هشتم بهمن ماه به دنبال بروز سکته در مجموعه مس سرچشمه کرمان ، رخت از جهان بربست . شادروان پروفسور خشنودی ، در عین دارا بودن مقام استادی تمام مهندسی شیمی ، عضویت درهیات مدیره انجمن های علمی مهندسی شیمی و احتراق ایران ، همچنین کسب مدارج فراوان علمی و بی نظیر از دانشگاههای معتبر خارجی و داخلی از صفات و سجایای اخلاقی برجسته ای نظیر تواضع ، تقوا ، میهن دوستی ، محرومیت زدایی ، دستگیری از نیازمندان ، خوشرویی ، علاقه به آبادکردن مناطق محروم و بسیاری از صفات نیکوی دیگر برخوردار بود .
کارنامه پروفسور خشنودی به اختصار :
- متولد سال 1327 ، بندرعباس
- آخرین سمت ، عضو هیات علمی و استاد مهندسی شیمی ، دانشگاه سیستان و بلوچستان – زاهدان
تحصیلات :
- لیسانس مهندسی گاز ، دانشکده نفت آبادان ، 1350
- فوق لیسانس مهندسی شیمی ( ایمنی صنعتی ) امپریال کالج دانشگاه لندن ، انگلستان 1974
- دکترای مهندسی شیمی ( احتراق ، امپریال کالج 1974 )
سوابق دانشگاهی :
- استادیار، دانشیار و استاد مهندسیی شیمی ( از سال 1357 )
- مدیر گروه مهندسی شیمی و معاون آموزشی دانشگاه سیستان و بلوچستان 64-59)
- رئیس دانشکده مهندسی شهید نیکبخت ( 71-66)
- رئیس اداره برنامه ریزی آموزشی ، نظارت و ارزیابی دانشکاه سیستان و بلوچستان ( از سال 1357)
- تدریس در دانشگاههای تربیت معلم زاهدان ، صنعتی شریف ، صنعت نفت ( مشاور آموزشی ) تکنولوژی مالزیا و دانشگاه شهید باهنر کرمان
پژوهش ، تالیفات ، مقالات :
- اجرای 13 طرح پژوهشی در دانشگاههای داخل و خارج از کشور
- تالیف و ترجمه 11 عنوان کتاب علمی انفرادی و مشترک و چاپ 9 برنامه درسی
- نگارش و ارائه 61 عنوان مقاله چاپ شده در نشریات علمی داخلی و ارائه شده در همایشهای داخلی
- نگارش 13 مقاله علمی در نشریات علمی بین المللی ( به زبان انگلیسی )
- ارائه 28 مقاله علمی در نشریات علمی در کنفرانسهای علمی داخلی و خارجی ( به زبان انگلیسی )
- استاد راهنمای 31 پایان نامه کارشناسی ارشد و 5 پایان نامه دکتری
- برگزاری 20 دوره ، کارگاه آموزشی و سخنرانی علمی
- داور و محقق 27 پایان نامه کارشناسی ارشد و دکتری
- عضویت در 12 انجمن داخلی و خارجی ، هیات ممیزه علمی و هیات تحریریه نشریات علمی – تخصصی
نشان ها و جوایز:
- بورس تحصیلی شرکت نفت " ای اس اس او " برای دوره " پی اچ دی " دانشگاه لندن ، 1974
- بورس تحصیلی سازمان تولید برق انگلستان ( سی ای جی بی ) دانشگاه لندن ، 1977
- بورس پژوهشی بنیاد بین المللی ماتسومای – توکیو ، ژاپن 1986
- نشان و عنوان پژوهشگر ممتاز از بنیاد بین المللی ماتسومای توکیو ، ژاپن ، 1986
- جایزه و لوح تقدیر کتاب سال کشور ( شعله و احتراق ) 1369
- جایزه و لوح تقدیر استادنمونه دانشگاههای ایران ، وزارت علمو ، تحقیقات و فناوری ، اردبهشت 1378
- جایزه و لوح تقدیر فرزانگان سیستان و بلوچستان ، صدا و سیمای زاهدان ، بهمن 1383
سالها عمر بباید پدر پیر فلک را
تا مگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید
ضایعه فقدان این استاد گرانقدر را به جامعه مهندسی و علمی کشور ، دانشگاهیان ، همکاران ، دوستان و خانواده ارجمندشان تسلیت میگوییم .
بی انصافی رسانه ها در انعکاس خبر درگذشت پروفسور محمد خشنودی
ضمن ابراز تاسف از رحلت دانشمند و محقق فرزانه پروفسور محمد خشنودی و محروم شدن جامعه علمی و دانشگاهی کشور از وجود دانشمندی که فقدانش ضایعه بزرگی برای مراکز علمی و دانشگاهی کشور است ، با نهایت تعجب به جز چند سایت اینترنتی ، رسانه ها آنگونه که باید ، در انتشار و چاپ خبر درگذشت و معرفی شخصیت دانشمند و والای علمی ایشان اهتمامی نداشتند . نشریاتی که در چاپ کوچکترین اتفاق جناحی و حزبی با جنجال و های وهوی بسیار بزرگ نمایی کرده و از کوهی کاهی میسازند متاسفانه بی انصافی کرده و وظیفه حرفه ای خود را بدرستی انجام ندادند . همانها که مثلا" خبر بی اعتنائی پیرزنی در اسرائیل یا آمریکا به تصویر بوش یا شارون را مبارزه شجاعانه با آمریکای جهانخوار و اسرائیل غاصب تلقی نموده و در بوق و کرنا جنجال آفرینی مینمایند و گاه تیتر اول خود کرده اند از کنار خبر تاسف انگیز ضایعه درگذشت نابغه علم شیمی ، پروفسور خشنودی که الحق یکی از قطبهای شیمی کشور بود ، براحتی گذشتند . سیمای انحصار نیز در خبری چند ثانیه ای و بدون ارائه تصویری درست از شخصیت وجودی و افتخارات علمی ایشان عملا" حق مطلب را ادا نکرد .در عوض مردم قدرشناس و فهیم بندرعباس به اتفاق جمع کثیری از همکاران دانشگاهی ایشان در استانهای تهران ، هرمزگان ، سیتان و بلوچستان و کرمان وجمعیت بسیاری از شاگردان ایشان در مراسم خاک سپاری و ترحیم آن فرزانه فقید شرکت جسته و در جلسه ترحیمی که به همین مناسبت در روز جمعه در مسجد گله داری بندرعباس برگزارگردید یاد ، خدمات و خاطره ایشان را گرامی داشته و دکتر رهبر رحیمی استاد دانشگاه سیستان و بلوچستان و همکار و دوست سی ساله ایشان از سجایای اخلاقی و اخلاق پسندیده و مدارج علمی آن فقید فرزانه به تفصیل شخن راندند .ایشان در بخشی از صحبتهای خود گفتند که دکتر محمد خشنودی پس از اینکه دکترای خود را در امپریال کالج لندن به اتمام رساندند از طرف دانشگاه و دولت انگلستان از ایشان دعوت به اقامت و تدریس در همان دانشگاه به عمل آمد اما آن مرحوم به خاطر عشق و علاقه ای که به سرزمین و میهن خود داشت از پذیرفتن دعوت اقامت امتناع ورزیده و برای آبادکردن میهن خویش به ایران آمده و با وجود امکان تدریس در دانشگاههای تهران ودیگر شهرهای مهم کشور خود ، محروم ترین نقاط یعنی زاهدان را برگزید تا خدمتی خالص و بی ریا به ملت و کشورش نماید وبر این عقیده تا پایان عمر پر برکتش باقی ماند و مدت سی سال از بهترین سالهای پر عظمتش رادر زاهدان اقامت گزید . هر چند در همین ایام در دانشگاههای تهران و دیگر مراکز استانها نیز به ترویج و توسعه علم و معرفت می پرداخت . دکتر رهبر در ادامه ، دکتر خشنودی را استادی متقی و بی ریا توصیف نمودند که با اعتقاد و خلوص نیت در همه سالهای عمر پر برکتشان از اصول اخلاقی و مذهبی شان دور نشدند .
فرزانه متقی دکتر خشنودی ، از خدمات و زندگی ات خود خشنود ، خلق خشنود و خدای نیز خشنود است .
بهشت برین خرم از تو و روانت همواره شاد باد .
اسميرك ميرزا را عادت بر آن بود كه در مكالمات زياده گفته و مجال گفتن از ديگران ستاند . همين عادت سخيف و مهمل موجب گريز همگان از وي بودي ، به قسمي كه هر گاه لب به سخن گشودي مردمان با ديده تمسخر بر وي نگريستي و با اشارات و ايهام وي را سخره نمودي و گاه نيز وي را با طرح پرسشهاي غريب و بي مفهوم به قولي " سر كار نهادي " . جالب آنكه وي پرسشهاي نامربوط ديگران را جدي انگاشته و ساعتها در پاسخ گفتن فلسفه چيني نمودي و قيافه اي فيل- سوفانه ( يا كرگدن - سوفانه ) به خود گرفتي ، سر ميان تهي اش را به سمت پايين مايل كردي ، ابروان و چشمها را جمع نمودي و با تاني سخن گفتي و كلمات را جدا جدا بيان نمودي بنحوي كه حوصله و طاقت مردمان بريدي وبلا انقطاع جهت اطمينان از گوش سپردن ديگران به بياناتش ، مكررا" كلماتي نظير " التفات داريد ؟ استحظار داريد ؟ تصديق مي فرماييد ؟ و از اين قسم را بر زبان راندي . روزي از روزها بر حسب اتفاق گذار زيركي بر وي فتاد . بهر مزاح از شيخ اسميرك ميرزا ( حاشيه المما لك ) پرسيد : يا شيخ نيك ترين بنده خداوند در دنيا و عقبي كيست ؟ اسميرك ميرزا تاملي در خور كرد و با نگاهي عاقل اندر سفيه بر سراپاي زيرك فرمود : نيك ترين بنده خداوند عزو جل از نخستين روزهاي حيات بر دو قسمند ، قسم اول قابيل است و قسم دوم هابيل . روايت آن است كه قابيل بر هابيل خشم گرفته و با بيل يا بي بيل بر فرق نازنين هابيل كوفته و در دم وي را هلاك كردي .از آن گاه قابيليان بر بيل علاقه اي وافر يافته و در تقدس اين آلت قتاله تمامي هم خود را در زنده نگاه داشتن نام بيل به كار بستند . از اين جهت نام بيل بر خود و همه چيز نهادند . زيرا ذات پليدشان ذاتا" با بيل عجين شده و در حد پرستش آن را ستايند . از آن طرف كماكان تا زمان بيان اين مطلب بدرستي معلوم نگرديده كه هابيل با بيل مقتول شده يا با اسبابي ديگر . و اگر هابيل به قتل رسيده و مزدوج هم نبوده چگونه است كه در تاريخ كرارا" از هابيليان نقل شده ؟ و اصولا" خصومت اين دو برادر از چه صورت گرفته و كدامين علل موجب قتل برادر به دست برادر ديگر شده است . يا بيلي كه در قتل نقشي ايفا كرده منتسب به گناه شده يا خير ؟ البته نظر حكيمان و هوشياران راي صايب ( درست ) است . حتما" مستحضريد و التفات داريد كه مكان بندگان نيك در قعر بهشت برين و دم زدن با حوريان بهشتي است . واز اين جهت است كه هر گاه بر كسي التفاتي باشد من باب تحبيب وي را جنت مكان نامند . در اين گاه زيرك فرياد بر آورد كه : خاموش اي سلطان مهمل گويي وحاشيه . بس كن اين ياوه گويي ها را . ما خود بافنده ايم و ليل و نهار افزون از هزاران خشت مهمل بر هم مي نهيم و از شنودن اين ترهات مستغني . پرسش بنده قاصر بلا جواب ماند اما تو از هر دري سخن راندي . و في البدايه اين دو بيتي بر زبانش جاري شد : ز دست حاشيه اي دوست فرياد / كه هر چه گفت مهمل بود و چون باد / بسازم خنجري نيشش ز فولاد / بريزم خون وي خلقي شود شاد . خداوندا مو بي زارم از اسميرك / شب و روزان در آزارم از اسميرك / ز بس وراجي و پر حرفي اش هست / ز مو بستان كه بي زارم از اسميرك . و در ادامه نيز اين ورد را زمزمه نمود : الها بار الها عا لم نهان و عیان از اسميرك و اسميرك تباران تهی . هميدون باد .
هر چه قفس تنگ تر ، آزادی شیرین تر است .
بیتی در مورد خوبی و نیکی : ( این بیت را در کامنت مربوط به مطلبی در وبلاگ " بابا لنگ دراز " مربوط به یکی از دوستان خوب وبلاگی نوشتم . )
سهل تر ، از خوبی و نیکی چه بود ؟
از بدی کردن مرا ای دل چه سود ؟
امروز ضمن عذر خواهی از غیبتی چند روزه ، غزل " یاد ایام " از سروده های زیبای شاعر گرانمایه رهی معیری را تقدیمتان میکنم که سالها پیش با صدای گرم استاد شجریان اجرا شده است .
" یاد ایام "
یاد ایامی که در گلشن مکانی داشتم
در میان لاله و گل آشیانی داشتم
گرد آن شمع طرب می سوختم پروانه وار
پای آن سرو روان اشک روانی داشتم
آتشم بر جان ، ولی از شکوه لب خاموش بود
عشق را از اشک حسرت ترجمانی داشتم
چون سرشک ، از شوق بودم خاکبوس درگهی
چون غبار از شکر ، سر بر آستانی داشتم
در خزان ، با سرو و نسرینم بهاری تازه بود
در زمین ، با ماه و پروین آسمانی داشتم
درد بی عشقی زجانم برده طاقت ، ورنه من
داشتم آرام تا آرام جانی داشتم
بلبل طبعم " رهی " باشد ز تنهایی خموش
نغمه ها بودی مرا تا همزبانی داشتم